اینترنت ستون فقرات دنیای دیجیتال، پایه و اساس بسیاری از فعالیتهای اقتصادی و پیشران قدرتمند نوآوری رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی به شمار میرود و رسانههای اجتماعی تجلی واقعی نفوذ اینترنت هستند. شبکه فیسبوک با بیش از ۲ میلیارد نفر کاربر متداولترین شبکه اجتماعی با بالاترین میزان رشد است. در ردههای بعدی رسانههای اجتماعی یوتیوب، واتسآپ، فیسبوک مسنجر، ویچت، کیوکیو، اینستاگرام، تامبلر، کیوزون، سینا وبیو، توئیتر، اسکایپ، لینکدین، وایبر، اسنپچت، لاین و پینترست قرار دارند. آنچه که مشخص است اینست که اینترنت و مشخصا رسانههای اجتماعی علیرغم فرصتهای بینظیری که ایجاد میکنند تهدیدهای فزایندهای نیز بههمراه خود دارند. واقعیت اینست که در عصر داروینسیم دیجیتال، کمپانیهای بزرگ مسئله و راهحل را به شکل عجیبی بهصورت همزمان ارائه میکنند. گاه و بیگاه اطلاعات کاربران در معرض دستبرد و تاراج قرار می گیرد. کشورها به اطلاعات همدیگر هجوم میبرند و یک جنگ بیقاعده در این حوزه در جریان است.
طبق گزارش بلومبرگ در سال ۲۰۱۴ بیش از چند میلیارد پرونده شخصی در اینترنت مورد دستبرد قرار گرفته است که یک رکورد در این زمینه محسوب می شود.واقعیت اینست که طراحان شبکههای اجتماعی، متاسفانه معماری این شبکهها را به گونهای سازماندهی میکنند که امکان دسترسی به اطلاعات کاربران برای مقاصد گوناگون میسر است چرا که قسمت زیادی از سود خود را از محل فروش دادهها و اطلاعات کسب می کنند. بعد از آنکه ناامنی در فضای دیجیتال نمود پیدا کرد آنگاه پروکسیها و فیلترشکنها و سایر ابزارهای امنیتی را طراحی کرده و به فروش میرسانند.
طبق تخمین موسسه گارتنر؛ هزینه امنیت دادهها واطلاعات در سال ۲۰۱۷ ۸۶.۴ میلیارد دلار بوده است که در سال ۲۰۱۸ این مبلغ به ۹۳ میلیارد دلار خواهد رسید. در واقع از طریق ایجاد ناامنی در فضای مجازی استارت احداث یک بازار نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلاری را می زنند. استفاده از vpn ها نیز مسائل و مشکلات خود را دارد. زمانی که ما به vpn وصل میشویم ارائهدهنده آن در واقع نقش ارائهدهنده سرویس اینترنتی به ما را دارد و به تمامی اطلاعات ما دسترسی پیدا میکند. به همین دلیل است که امروزه بسیاری از کشورها دسترسی به vpn را محدود میکنند. به عنوان نمونه در سال گذشته چین از شرکت اپل درخواست کرد که vpn را از دسترس چینیها خارج کند. اینترنت اساساً برای باز بودن و دسترسپذیری ساخته شده و ماهیتی باز دارد اما اصطلاح اینترنت باز برای افراد مختلف در مکانهای مختلف معنای متفاوتی دارد. آزادی اینترنت نیز بدون تردید حدو مرزی دارد. ابعاد آزادی آن را عوامل فنی اجتماعی اقتصادی سیاسی و محیط قانونی تعیین میکند. در واقع میتوان گفت دو نیروی متضاد در دنیای اینترنت وجود دارد که یکی جهانیسازی و باز بودن است و دیگری محلیگرایی کنترل و تقسیمشدن دامنه دیجیتالی است. سوال اساسی برای سیاستگذاران آن است که چگونه میتوان بین این دو بعد تعادل برقرار کرد. در مورد شبکههای اجتماعی نیز این موضوع صادق است. شبکههای اجتماعی نیز نمیتوانند مطلقا باز یا بسته باشند. کاربران به طور مستمر اطلاعات شخصی خود را در شبکههای اجتماعی آنلاین بارگذاری میکنند و این اطلاعات ذیقیمت توسط مالکان آن شبکه ها ذخیره میشوند. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی تصویر، مشخصات واقعی، شماره تلفن و آدرس خود را در این شبکهها ذخیره میکنند که این اطلاعات بستر مناسبی برای وقوع هرگونه جرم سایبری است.







